تبليغاتX
خفن ترین ابجی و داداشی دنیا
اینجا شیطنت ازاد است ! بشتابید !

شروع ترم





یک هفته بعد از شروع ترم







دو هفته بعد از شروع ترم





قبل از میان ترم





در طول امتحان میان ترم





بعد از امتحان میان ترم







قبل از امتحان 
پایان ترم





اطلاع از برنامه پایان ترم










7 روز قبل از پایان ترم







6 روز قبل از پایان ترم







5 روز قبل از پایان ترم







4 روز قبل از پایان ترم







2 روز قبل از پایان ترم







1 روز قبل از پایان ترم





شب قبل از امتحان







1 ساعت قبل از امتحان





در طول امتحان







هنگام خروج از 
سالن امتحان








بعد از امتحان
+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 23:47 نويسنده داداشی |

شبي اوباما و همسرش تصميم گرفتند كه كاري غيرعادي انجام دهند و براي شام به رستوراني كه زياد هم گران قيمت نبود، بروند. وقتي آنها به رستوران رفتند صاحب رستوران از محافظان رئيس جمهور پرسيد كه آيا مي تواند خصوصي با همسر رئيس جمهور صحبت كند و آنها هم اجازه دادند. و همسر اوباما به طور خصوصي با آن مرد صحبت كرد. بعد از آن اوباما از همسرش پرسيد كه چرا او اين همه مشتاق خصوصي صحبت كردن با تو بود؟ همسرش گفت كه صاحب رستوران گفته در ايام جوانيش ديوانه وار عاشق او بوده است ... سپس اوباما گفت و اگر تو با او ازدواج مي كردي اكنون صاحب اين رستوران بودي.
همسر اوباما در پاسخ گفت: اگر من با او ازدواج مي كردم او الان رئيس جمهور بود

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 20:55 نويسنده داداشی |

 
در احادیث آمده است که پنج میوه از بهشت آمده است: انار ، سیب ، به ، انگور و رطب
 
سرزمین میوه به، بین دریای خزر و دریای سیاه است، جایی که رشته کوه های کاکاسس (Caucasus) ، شمال ترکیه را به ایران پیوند می دهد.
 
بیشتر از 4000 سال است که درخت به، در آسیا و مدیترانه می روید. درخت به، برای رویش به دمای کمتر از 7 درجه سانتیگراد احتیاج دارد. در بهار گل های درخت به درمی آیند که رنگ صورتی یا سفید هستند. به، جزو خانواده گلابی و سیب می باشد. ظاهر میوه به، شبیه سیب زرد یا گلابی است.
 
مزه و طعم میوه به، شبیه سیب است. میوه به کمی خشک، سفت، ترش و شیرین می باشد. مارمالاد، مربا و ژله به بسیار فراوان است.
 
میوه به همانند سیب، در حین پختن پکتین تولید می کند. پکتین باعث سفت شدن به می شود.
 
زمانی که چینی ها دارچین و ریواس را و هندی ها نارگیل را برای تجارت می بردند، ایرانی ها (به خصوص اصفهانی ها) به، سیب و زعفران را به کشورهای دیگر می بردند.
 
در کشورهای خاورمیانه میوه به، یک غذای معمول بود که هم به صورت خام و هم به صورت پخته خورده می شد.
 
اگر میوه به نرسیده باشد، آن را در دمای اتاق قرار می دهند تا تمام میوه به رنگ زرد درآید و بو دار شود.
 
حال اگر می خواهید میوه به رسیده را چند روز نگه دارید، آن را در یخچال قرار دهید، ولی به را کنار سیب یا گلابی نگذارید، زیرا ممکن است بوی خوش آن بر روی میوه های دیگر اثر بگذارد.
 
میوه به را به صورت آبپز و بخارپز تهیه کرده و به عنوان غذا یا دسر مصرف می کنند.
 
عقاید مردم در مورد میوه به
 
* در زمان قدیم، زنان دانه به را می کوبیدند و در مقداری آب خیس می کردند و از لعاب به دست آمده ی آن، برای لوله کردن مو و صاف نگه داشتن آن استفاده می نمودند.
 
* در یونان، افراد به عنوان تشریفات ازدواج از میوه به استفاده می کردند. آنها میوه به را به طرف ارابه عروس و داماد پرت می کردند. آنها بر این عقیده بودند که میوه به نشانه ای از باروری است و آن را به الهه عشق خود تقدیم می کردند.
 
* در روم یکی از طبیعی دان ها، میوه به را با نام های سیب طلایی، سیب گنجشکی و همینطور سیب مست خوانده بود.
 
* یک نظریه در مورد به این بود که اگر زنان باردار میوه به را زیاد بخورند، بچه آنها نابغه خواهد شد.
 
* به علت آنکه میوه به دارای خاصیت اسیدی است، در کشورهایی مثل آلمان و آفریقای جنوبی که غذاهای چرب بیشتر می خورند، شناخته شده است.
 
* اروپایی ها بر این باورند که میوه به، به هضم گوشت کمک می کند، به همین دلیل با گوشت های چرب، به سرو می شود.
 
مواد مغذی موجود در به
 
میوه به دارای مقدار زیادی فیبر غذایی، پتاسیم ، قند و ویتامین C می باشد. این میوه فاقد چربی است.
 
به طور کلی، یک عدد میوه به با وزن 92 گرم، دارای 52 کیلوکالری، 0/37 گرم پروتئین، 0/09 گرم چربی ، 14/08 گرم کربوهیدرات ، 1/7 گرم فیبر و 0 میلی گرم کلسترول می باشد. بیشترین املاح موجود در به، پتاسیم و فسفر و کمترین آنها روی است. بیشترین ویتامین ها در به، ویتامین C و بعد از آن ویتامین A می باشد.
 
فواید خوردن به:
 
اثرات مثبت بر فکر و ذهن
 
تجدید و احیای روحیه
 
خوشحال بودن
 
از بین برنده افسردگی ناشی از انواع سردردها
 
تقویت کننده قلب، کبد و معده
 
مفید برای زخم معده
 
تحریک کننده اشتها
 
نرم کننده سینه
 
ادرارآور
 
کمک به هضم غذا
 
جلوگیری از التهاب پلک و استراحت چشمان خسته ؛ به این طریق که چند قاچ به تازه را روی محل درد قرار دهید.
 
از بین برنده بوی بد دهان
 
خوشبوکردن اتاق
 
مفید برای کاهش وزن، به دلیل دارا بودن مقدار زیادی فیبر. اگر شما قصد افزایش وزن دارید، میوه به را مصرف نکنید.
 
ضد سرطان به علت آنکه این میوه دارای آنتی اکسیدان می باشد.
 
کمک به پایین آوردن کلسترول خون
 
کمک به پایین آوردن فشار خون، به خاطر دارا بودن پتاسیم
 
کاهش خطرات بیماری های قلبی، به خاطر دارا بودن ویتامین C
 
تحقیقات نشان داده است که میوه به ممکن است خاصیت ضد ویروسی نیز داشته باشند.
 
خواص آب به
 
جلوی خون ریزی را می گیرد.
 
جلوی تهوع و استفراغ غیر ارادی را می گیرد.
 
سردرد را برطرف می کند.
 
از بین برنده تشنگی می باشد.
 
خواص هسته میوه به (به دانه)
 
برای درمان ذات الریه، گلودرد، صدای گرفته و خشن مفید است.
 
ضد تب
 
مفید برای اسهال
 
لعاب به دانه برای ترمیم زخم ها و سوختگی پوست در اثر آتش بسیار مفید است.
 
جویدن به دانه برای رفع کندی دندان ها و برای تقویت نیروی جنسی در گرم مزاج ها مفید است.
 
روغن به را چگونه می توان به دست آورد و چه خواصی دارد؟
 
به را کاملا بپزید و آب آن را بگیرید و آن را با روغن زیتون بجوشانید، آن قدر که آب آن تبخیر شود و فقط روغن بماند. به این ترتیب روغن به بدست می آید.
 
روغن به، برای جلوگیری از عرق کردن، سرگیجه، وزوز گوش و تقویت معده و کبد و قلب بسیار مفید است.
 
خاصیت مربای به
 
مربای به با عسل برای سلامتی بسیار مفید است و برای تقویت سینه استفاده می گردد.
 
خدا را شکر که همه نعمت در اختیار ما گذاشته است. این ما هستیم که قدر این نعمات را باید بدانیم.
+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 20:37 نويسنده داداشی |

اسمش فلمينگ بود . کشاورز اسکاتلندي فقيري بود. يک روز که براي تهيه معيشت خانواده بيرون رفت، صداي فرياد کمکي شنيد که از باتلاق نزديک خانه مي آمد. وسايلشو انداخت و به سمت باتلاق دويد.اونجا ، پسر وحشتزده اي رو ديد که تا کمر تو لجن سياه فرو رفته بود و داد ميزد و کمک مي خواست. فلمينگ کشاورز ، پسربچه رو از مرگ تدريجي و وحشتناک نجات داد.

روز بعد، يک کالسکه تجملاتي در محوطه کوچک کشاورز ايستاد.نجيب زاده اي با لباسهاي فاخر از کالسکه بيرون آمد و گفت  پدر پسري هست که فلمينگ نجاتش داد.

نجيب زاده گفت: ميخواهم ازتوتشکر کنم، شما زندگي پسرم را نجات داديد.

کشاورز اسکاتلندي گفت: براي کاري که  انجام دادم چيزي نمي خوام و پيشنهادش رو رد کرد.

در همون لحظه، پسر کشاورز از در کلبه رعيتي بيرون اومد. نجيب زاده پرسيد: اين پسر شماست؟ کشاورز با غرور جواب داد بله.” من پيشنهادي دارم.اجازه بدين پسرتون رو با خودم ببرم و تحصيلات خوب يادش بدم.اگر پسربچه ،مثل پدرش باشه، درآينده مردي ميشه که ميتونين بهش افتخار کنين” و کشاورز قبول کرد.

بعدها، پسر فلمينگ کشاورز، از مدرسه پزشکي سنت ماري لندن فارغ التحصيل شد و در سراسر جهان به الکساندر فلمينگ کاشف پني سيلين معروف شد.

سالها بعد ، پسر مرد نجيب زاده دچار بيماري ذات الريه شد. چه چيزي نجاتش داد؟ پني سيلين. اسم پسر نجيب زاده  چه بود؟ وينستون چرچيل

+ تاريخ شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 16:31 نويسنده داداشی |

 

تقلب چیست !؟

یک سری اعمال ننگین در صورت با عرضه بودن واین کاره بودن

شخص امتحان دهنده آخر عاقبت خوش وخرمی دارد.نوعی هلو برو تو گلو  !

.

.

.

یه تعریف دیگه ار تقلب !

۱٫یک روش غیر اصولی و ناجوانمردانه برای نتیجه گرفتن در امتحان

۲٫تنها روش اصولی و مبتنی بر عقل برای نتیجه گرفتن در امتحان !

.

.

.

تعریف مراقب :

موجودی ستم کار و ریا پیشه که متاسفانه چشم و گوش و باقی حواس را هم دارد !

سیستمی که نقش دزدگیرمنازل را سر جلسه ایفا میکند !

گالری ضدحال ! موجودی که  روی سینه اش نوشته شده : من مراقبم،شما چطور!؟

یک نوع تله موش زنده !

.

.

.

دعای پاس کردن ترم ! :

الهی ادرکنی پاساً ترمی بالنمراتِ دهی وگاهِ دوازدهی

والحفظ من مشروطی والفلخِ اُستادی والغوِ امتحانی برحمهِ !

.

.

.

تعریف دانشجو :

موجودی است نحیف و لاغر که از تخم مرغ و گوجه تغذیه میکند !

معمولا افسرده است ! و دشمنی عجیبی با کتاب دارد !

مخصوصا شب امتحان !

.

.

.

یه تعریف دیگه از دانشجو ! :

فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است

ها ایی دانشجو که وگفتی ینی چه؟؟؟!!!!

.

.

.

اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده

بدان امتحان دارد و هیچ کاری نکرده !

.

.

.

این روزها هیشکی درس نمیخواند !

شما چطور!؟

.

.

.

تعریف استاد :

منبع علم ، ژنراتور دانش ، نیروگاه انسانیت ، تبلوردانایی ، کوه توانایی ، مایه افتخارما

بابا تو  دیگه کی هستی ترین موجود عالم ، خودصفا ، اندوفا ، دارنده انواع  واقسام شفا

ضدجفا ، یاری گر ضعفا ، معلم الخلفا !

.

.

.

تو باهوشی تو حافظه خوبی داری مطمئنم قبول میشی.

.پیامک تلقینی ، شاید فرجی شد!

.

.

.

درس خواندن چقدر دلگیر است / در اتاقی که از تو خسته شده

گوش دادن به تیک تاک زمان / زل زدن به کتاب بسته شده !

.

.

.

دعای شب امتحان

الدعا فی لیالیّ الامتحانیه

اللهم اهد کل الشّوت و المشنگ، لا یعلم من دروسهُ بقدر بز اخفش.

آمین یا کاشف المضطربین فی اللیالی الامتحانیه !

.

.

.

هان ای کسانی که  ازکتاب هایتان به عنوان اشیائی دکوری استفاده کرده اید

اکنون فقط یک معجزه می تواند کارنامه شما را زیر و رو کند !

ستاد ایجاد رعب و وحشت شب امتحان !

.

.

.

راه مبارزه با خواب شب امتحان :

۱ – استفاده از چوب کبریت بین پلک بالا و پایین !

۲- نوشیدن قهوه و چای پر رنگ به مقدار فراوان !

۳ _ بهره گیری از آب یخ

۴_ اقدام به خود زنی !

.

.

.

توصیف شب امتحان

شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن  نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند

شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب  بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !

.

.

.

«دلم شور می زنه، هیچی بلد نیستم، بعیدمی دونم بتونم کل کتاب رو بخونم،

شب ها کابوس امتحانو می بینم و از خواب می پرم و . . . !

از دفتر خاطرات یک  دانش آموز / دانشجوی  تنبل !

.

.

.

من هنوز یک دور هم کتاب رو نخوندم !

شما چطور!؟

.

.

.

حالا  وقت برای درس خوندن داریم، کووو. . .تا فردا

زمزمه های  شیطانی شب امتحان !

.

.

.

اگر میخواهید در امتحانات موفق شوید :

به نکات زیر توجه کنید !

کره خر به جای اینکه راه بیفتی دنبال من بیایی پایین بشین درستو بخون تا موفق بشی !

.

.

.

الا یا ایـها ممتحنون  /  چـرا هستیـد نگرون؟

بشینید و بخوانیدو بدانید / که امتحان فردا هست آسون!

.

.

.

امتحان بدون تقلب مثل کریسمس بدون درخت است !

(کی اس الیت)

.

.

.

فقط سوپ کلم است که حال آدم را بیشتر از امتحان بهم میزند !

آلبرت انیشتین

.

.

.

امتحان  اولین گام در جهت شروع چاپلوسی پیش استاد برای نمره ی ده گرفتن است !

کامی نیک صالحی

.

.

.

توصیف روزامتحان:

،لحظه ای که  درآن دانشجومی خواهد سر به تن عالم آدم نباشد.

و درآن نگاه ها عمیق می شوند !

.

.

.

چیه؟ پریدی رو گوشی بیبنی  کی اس ام اس داده ؟ این جای درس خوندنته ؟

هنوز که نرفتی د برو د .. دههه !

+ تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 18:35 نويسنده داداشی |

[تصویر:  2cgi7txcerv5wrmabuy.jpg]

[تصویر:  bmzu0jaokbe6koepbgj.jpg]

[تصویر:  ategkvurhhwm0yd59n7p.jpg]

[تصویر:  yatx4skf0dlifvth7st8.jpg]

[تصویر:  pm10n1jdkq3ods6ur5.jpg]

[تصویر:  lztkpe1tzb449ukd8pa6.jpg]

[تصویر:  uwcqx5akwck7uy1sjbu.jpg]
  
[تصویر:  qkwm695fqs1m7g0rwem.jpg]

[تصویر:  0l9ipxhd5j0ujbq4ajq9.jpg]

[تصویر:  a8t5hbu55pljmu57tjb9.jpg]

[تصویر:  wo1r73g0lg7092l2v37.jpg]

[تصویر:  63qyw78g14a4jgxjylyy.jpg]

[تصویر:  q3dl7lduok0uwrdgeza.jpg]

[تصویر:  xq7xmauqh1fk7tfwwww9.jpg]
 
[تصویر:  ai75lulxck3pd7uow0td.jpg]

[تصویر:  3l73hby6yjz9yfwbl0d.jpg]

[تصویر:  dzotlum885tvsylsdmab.jpg]

[تصویر:  xrkv2y38603typfls5w.jpg]

[تصویر:  s05aqjpvlljxhbipu3y8.jpg]

[تصویر:  omsml8ian2kxjgvgixco.jpg]

[تصویر:  54xwwu2w8wzafyyrd6mf.jpg]

 

+ تاريخ جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 1:4 نويسنده داداشی |

سلام‏ ‏خدمت‏ ‏همه‏ ‏دوستایی‏ ‏ک‏ ‏از‏ ‏داداشیم‏ ‏میپرسن‏ ‏پس‏ ‏آجیلت‏ ‏کو؟‏ ‏عرضم‏ ‏به‏ ‏خدمتتون‏ ‏ک‏ ‏آجیل‏ ‏جان‏ ‏امتحانات‏ ‏پایانترم‏ ‏داره‏ ‏و‏ ‏امتحان‏ ‏ارشدشم‏ ‏پایان‏ ‏بهمن‏ ‏ماهه‏ ‏و‏ ‏لبتابشم‏ ‏خرابه‏ ‏و‏ ‏الان‏ ‏با‏ ‏گوشیش‏ ‏داره‏ ‏پست‏ ‏مینویسه‏ ‏درنتیجه‏ ‏تا‏ ‏آخر‏ ‏بهمن‏ ‏نمیتونه‏ ‏زیاد‏ ‏به‏ ‏وب‏ ‏سر‏ ‏بزنه‏ ‏،‏ ‏داداش‏ ‏گلم‏ ‏مرسی‏ ‏ک‏ ‏هوای‏ ‏وبو‏ ‏داری‏ ‏‏

+ تاريخ جمعه سی ام دی 1390ساعت 22:37 نويسنده ابجی |

 

اگر تونستی حدس بزنی این چیه؟


.

.

.

.

یه راهنمایی: این عکس در سال 1956 گرفته شده.

حالا می تونی حدس بزنی؟

نه؟

یه کمی فکر کن بابا

.

.

.

بگم؟

.

.

این یک هارد کامپیوتر با فضای ذخیره 5 مگابایت هست !!!!

یعنی در مقابل هاردهای 500 گیگابایتی الان هیچی نیست، مثلاً فقط به اندازه یک عکس ساده جا داره !!!

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:2 نويسنده داداشی |

[تصویر:  e5jt04f3w9nmgznm04f.jpg]
+ تاريخ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390ساعت 1:59 نويسنده داداشی |

 
باهوش ، باهوشتر و ... باهوشترین
 
-----------------------------------------------------
تقابل سنت و مدرنیته در هند
 
-----------------------------------------------------
child bear !!!!
 
-----------------------------------------------------
کمی اضافه بار !
 
-----------------------------------------------------
اینم یه مدلشه دیگه !
 
-----------------------------------------------------
این الفسپایدرمنه؟؟؟
 
-----------------------------------------------------
تفاوتهای فرهنگی و دینی !
 
-----------------------------------------------------
فوتبال بازی کردنشون
 
و زمین فوتبالشون !!!!
 
-----------------------------------------------------
عکاسی و ژستهای منحصربفرد هندی
 
 
 
-----------------------------------------------------
وقتی بهشون میگن کفشهاتون را اینجا درنیارین
 
-----------------------------------------------------
مک دونالدشون
 
استارباکشون
 
کافه شون
 
-----------------------------------------------------
دستشویی VIPشون
 
-----------------------------------------------------
نگهبانشون
 
-----------------------------------------------------
و حتی حیوونهاشون !
 
+ تاريخ دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 3:11 نويسنده داداشی |

روزی مردی خواب عجیبی دید.

دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.

هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند

و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند

باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید:

شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد

گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل

می گیریم.

 

مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت

می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.

مرد پرسید:


شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت:

اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می
فرستیم.

مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.

با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟

فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.

مردمی که دعاهایشان مستجاب شده

باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.

مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟

فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند:

خدایا شکر

 

3 اس ام اس با موضوع خداوند مرداد ماه ۹۰

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 2:47 نويسنده داداشی |

 حشره ای بسیار نادر با بالهایی از الماس

بال شته های پشت الماسی مملو از قطعات کریستالی جواهر مانند است که در درون حفره هایی در درون پوسته حشره قرار گرفته اند و دانشمندان از یک قرن پیش که این حشره کشف شد، مجذوب این قطعات جواهر مانند شده اند.

تجزیه و تحلیلهای جدید بر روی این قطعات کریستالی نشان داده اند این قطعات از ساختار هندسی بسیار دقیقی برخوردار هستند و شباهت زیادی به الماسهای واقعی دارند، با این تفاوت که به جای اتمهای کربنی از ساختاری متشکل از کیتین و هوا ساخته شده اند.

این کریستالها پنج تا ده بار بزرگتر از ابعادی هستند که دانشمندان پیش از این برای آنها متصور شده بودند. به گفته محققان دانشگاه گرونینگن ایجاد چنین ساختارهایی فراتر از توانایی های انسان است. محدودیتهای موجود برای ایجاد چنین ساختارهایی در زمینه فناوری برش لیزری خواهد بود زیرا ظرافت و پیچیدگی این کریستالهای کوچک فراتر از تصور و قدرت انسان است.

بر اساس گزارش میل آنلاین، هنوز مشخص نیست که چرا بدن این حشرات به این شکل تکامل یافته اند از این رو محققان در حال بررسی عملکرد بیولوژیکی این کریستالها هستند. محققان این کریستالها را با استفاده از میکروسکوپهای الکترونی اسکن کرده و تصاویری از آنها به ثبت رسانده اند:

حشره ای بسیار نادر با بالهایی از الماس

نقاط رنگی بر پشت این حشره کریستالهایی الماس مانند هستند . الماسهای موجود بر روی بالهای این حشره کریستالهایی از جنس کیتین هستند که ساخت آنها در این ابعاد از توانایی انسان خارج است

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 16:42 نويسنده داداشی |

 لینارت نیلسون
(Lennart Nilsson) 
دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بینیم.
 
اسپرم در لوله فالوپ (لوله شیپور رحمی)
اسپرم در لوله فالوپ (لوله شیپور رحمی)

 

تخمک

تخمک
یه قرار ملاقات... اما نه معمولی!
یه قرار ملاقات... اما نه معمولی!
 
لوله فالوپ
لوله فالوپ
 
دو اسپرم در تماس با تخمک
دو اسپرم در تماس با تخمک
 
اسپرم برنده!
اسپرم برنده!
 
اسپرم
اسپرم
 
روز پنجم-ششم
روز پنجم-ششم
 
روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبده است.
روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبده است.
 
مغز جنین شکل می گیرد.
مغز جنین شکل می گیرد.
 
روز 24ام. بعد از 18 روز قلب شروع به شکل گیری می کند. می دانیم که جنین یک ماه هیچ استخوانی ندارد.
روز ۲۴ام. بعد از ۱۸ روز قلب شروع به شکل گیری می کند. می دانیم که جنین یک ماه هیچ استخوانی ندارد.
 
4 هفته
4 هفته
 
4-5 هفته
4-5 هفته
 
هفته پنجم: تقریبا 9 میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.
هفته پنجم: تقریبا ۹ میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.
 
40 روز بعد.
40 روز بعد.
 
40 روز بعد.
هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.
 
هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.
هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.
 
هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.
هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.
 
هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.
شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.
 
شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.
هفته هجدهم. ابعاد تقریبا ۱۴ سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.
 
هفته هجدهم. ابعاد تقریبا 14 سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.
هفته نوزدهم.
 
هفته نوزدهم. هفته بیستم. تقریبا 20 سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.
هفته بیستم. تقریبا ۲۰ سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.
 
هفته بیست و چهارم
هفته بیست و چهارم
 
هفته بیست و ششم
هفته بیست و ششم
 
6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود
6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود
 

هفته 36 ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید.

هفته ۳۶ ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید.

+ تاريخ پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 4:10 نويسنده داداشی |

 
دررابطه باازدواج "ابلیس"دودلیل وجوددارد:
دلیل اول: وقتی خداوندمتعال، اراده کردبرای "ابلیس"همسرونسلی قراردهدغضب رابروی مستولی ساخت، ازغضب اوتکه ای آتش پیداشد، ازآن آتش برای اوهمسری آفرید.(مجمع البحرین، ص48)

دلیل دوم: ابلیس بادختر"روحا"به اسم "لهبا" که آنهم ازطائفه جن بود،ازدواج نمود.باازدواج آنها، فرزندان زیادی ازآنهامتولدشدندکه ازشمارش بیرون است به طوری که زمین ازآنهاپرشد.
ودربعضی روایات آمده است: درهرروزده بچه می زاید وبچه هایش همه نرهستندودربین آنهاازدواج وتولیدمثل وجودندارد...

ابليس - كه اسم اولى او عزازيل است - از همان اوان جوانى ، در ميان قوم خود مشغولعبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد.فرزندان زيادى از آن ملعون به وجود آمد كه ازشمارش ‍ به طورى كه زمين از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ،خدا را ستايش نمودند. در ميان ايشان عبادت و بندگى خود ابليس ‍ از همه آنان بيشتربود. از همين جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ريزى را در ميان طايفه جن ونسناس (طايفه اى به جاى انسان فعلى بودند) ديد، هر دو طايفه را هلاك كرد، و از ميانآن طايفه فقط ابليس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم، در آسمان اول مدتى در ميان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تاآسمان هفتم پيش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستايش كرد تا وقتى كه خداوند آدمعليه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپيچى كرد و رانده شد.

تعدادی از فرزندان شیطان و وظایف آنان


1- ابیض:مأمور وسوسه انبیاء و به خشم در آوردن انسان است و غضب را پیش او موجه جلوه می‌دهد و به وسیله آن، خونها ریخته می شود.


2- قَزَح:ابن کوا از حضرت امیرالمومنین، امام علي عليه‌السلام از " قوس قزح" سئوال کرد، حضرت فرمود: "قوس قزح" مگو، زیرا "قزح" نام شیطان است، بلکه بگو " قوس الله" و "قوس الرحمن".

( یکی از نمادهای اصلی در بین شیطان پرستان ،رنگین کمان می باشد ؛ غالباً شیطان پرستان موهای خود را با هفت نوع رنگ مختلف ، رنگ می کنند)


3- قفندر يا قَنْذَر:او نظارت بر خانه افراد می کند. هرکس چهل روز در خانه طنبور(نوعی آلت موسیقی)داشته باشد، غیرت را از او زائل مي‌كند، به طوری که انسان در برابر ناموس خويش و حفظ آن در برابر بيگانگان و متجاوزان بی‌تفاوت می‌شود.


4- زلنبور یارکتبور:که آن موکل بازاری‌ها است، لغویات و دروغ ، قسم دروغ و مدح کردن متاع را نزد آنها زینت می دهد.آنها هم برای این که جنس خود را به فروش رسانند آن اعمال را انجام می دهند.


5- لاقیس:پسر ابليس که وی موکل است در طهارت و نماز، مردم را به وسوسه اندازد. عمرو بن خیل بن لاقیس بن ابلیس یکی از شرورترین نوادگان پسری ابلیس لعنه الله علیه، فرزند همين لاقيس بود که بیش از دوازده هزار از اجنّه کافر با شکل و هیئت حیوانات و علی‌الخصوص گاو در خدمت او بودند. بر اساس روایت عبدالله بن عباس که سلمان و ابوذر و مقداد بن اسود و حذیفه نیز آن را تأئید نموده‌اند, او و تمام اجنّه تحت امرش, در حالی که به شکل دو توده عظیم آتش خود را آشکار نموده بودند, به دست مبارک و با کفایت حضرت امیرالمومنین امام علی(علیه السلام) کشته شدند. این جنّ سری به طول یازده انگشت و چشمی در میان پیشانی داشته و موی سرش همچون موی درندگان بود.*1


6- هَفاف:ماموریت دارد که در بیایان ها و صحرا ها انسان را اذیت کند و برای ترسانیدن او را به وهم و خیال اندازد یا به شکل حیوانات گوناگون به نظر انسان درآید.


7- ثبر:در وقتی که مصیبتی به انسان وارد می شود ، خراشیدن صورت ، سیلی به خود زدن، یقه و لباس پاره کردن را برای انسان پسندیده جلوه می دهد.


8- اعور، اعورا يا عور:وظيفه‌اش تحریک قوا و غریزه شهوانی مردان و زنان بوده و با شیوه‌هاي موذیانه آن دو را به عمل ناشایست و شنيع زنا وادار می‌نمايد. عور همان شیطانی است که برصیصای عابد را وسوسه کرد تا با دختر بيماري كه براي دعا نمودن و شفاء گرفتن در نزدش حضور يافته بود، زنا کند و بعد او را به قتل رساند.


9- داسم:همواره مراقب خانه‌ مومنين است. وقتی انسان وارد خانه شود و سلام نکند و نام خدا را نگوید،همراه او وارد خانه می‌شودو آنقدر وسوسه می‌کند تا بين اعضاء خانواده شر و فتنه‌ائی ایجاد نماید و اهل خانه را به جان هم بیاندازد. هرگاه انسان وارد خانه شد و سلام نکرد و ناراحتی پیدا شد، باید بگوید: داسم، داسم، اعوذ بالله منه. اگر انسان بدون گفتن نام خدا به خوردن طعام مشغول شود، با وی غذا خورد و بركت را از آن غذا مي‌برد.
( فکر نکنم دفع شر این شیطان کار سختی باشه ، کافیه یه بسم الله الرحمن الرحیم موقع وارد شدن به خانه بگید و هنگام آغاز کردن کارها هم اول با بسم الله الرحمن الرحیم کارتون رو شروع کنید)
امام صادق (علیه السلام) :در هر امر کوچک و بزرگی بگوییدبسم الله الرحمن الرحیمکه مرضهای باطنی را پاک می کند و اعمال زشت را محو می کند و در روز قیامت وقتی نامه اعمال گنهکار را به دستش می دهند چون در دنیا به گفتنبسم الله الرحمن الرحیمعادت داشته ٬ آنجا همینکه با گفتنبسم الله الرحمن الرحیمنامه را می گیرد ٬ تمام گناهان از نامه اعمالش محو می گردد.


10- مطرش، مشوط یا وشوط:مسئولیت او جعل اخبار دروغ و خالی از حقیقت و انتشار آن به شكلي مي‌باشد كه بر سر زبان‌ها و نقل مجالس باشد.


11- تمریح:حضرت امام جعفر صادق(عليه‌السلام) فرمود: « برای ابلیس(در گمراه ساختن افراد) کمک کننده‌ائی به نام تمریح است که هنگام فرا رسیدن شب بین مغرب و مشرق را از وسوسه کردن مردم پر می‌کند



12- وهّار يا دهّار: وظيفه دارد که در خواب مومنین را اذيت و آزار کند و باعث اندوهشان شود. ماموریت او آزار مومنان و ايجاد اندوه معنوي براي آنان در خواب است، به طوری که انسان در خواب، كابوسهاي وحشتناک می‌بیند او در خواب به شکل زنان نامحرم در می‌آید و انسان را وسوسه می‌کند تا او را محتلم نمايد و به اين ترتيب باعث فوت بعضي از عبادات و ايجاد رخوت معنوي در انسان مي‌شود.



13- زوال:مرحوم كلينى از عطية بن المعزام روايت كرده كه وى گفت : در خدمت حضرت صادق عليه السلام بودم و از مردانى كه داراى مرض (ابنه ) بوده و هستند ياد كردم . حضرت فرمود: (زوال ) پسر ابليس با آنها مشاركت مى كند ايشان مبتلا به آن مرض مى شوند.

14- لاقیس:یعقوب بن جعفر نقل نموده است كه مردی از حضرت امام جعفر صادق(عليه‌السلام) از مساحقه(آمیزش و همجنس بازي زنان) دیگر سئوال کرد. حضرت فرمودند: راکبه و مرکوبه هر دو ملعونند. پس از آن فرمود: « خدا بکشد لاقیس را که چه عمل زشتی را برای زنها آورد


15- مُتکَوَّن:شکل خود را تغییر می‌دهد و خود را بصورت بزرگ و کوچک در می‌آورد و مردم را گول می‌زند و به این وسیله آنان را وادار به گناه می‌کند.


16- مُذَهّب:خود را بصورتهای مختلفی در می‌آورد مگر به صورت پیغمبر و وصی او. مردم را به هر وسیله که بتواند گمراه می‌کند.


17- خنزب:بین نمازگزار و نمازش حائل می‌شود. یعنی توجه قلب را از وی برطرف می‌کند. در روايات آمده است که عثمان بن ابی‌العاص بن بشر در خدمت حضرت رسول اكرم(صلي الله عليه و آله و سلم) عرض کرد: شیطان بین نماز و قرائت من حائل میشود(حضور قلب را از من می‌گیرد). حضرت فرمود: نامش شیطان خنزب است. پس هر زمان از او ترسیدیبه خدا پناه ببر.


18- طَرطَبه يا لبيني:یکی از دختران آن ملعون می‌باشد. کار او وادار کردن زنان به زنا است و هم جنس بازی را هم به آنان تلقین می‌کند. ابليس از رهگذر اين دختر به ابولبيني نيز معروف شده است.


19- وَلْها یا ولهان:او مأمور كنترل طهارت و نماز و عبادت است. او انسان را در طهارت و نماز وسوسه می‌کند و به شک می‌اندازد که این نماز باطل است. نماز دیگری را شروع کن، وضوی تو ناقص بود و بايد دو مرتبه تجدید وضو کني.


20- اقبض:وظیفه او تخم گذاری است. روزی سی عدد تخم می‌گذارد. ده عدد در مشرق، ده عدد در مغرب و ده عدد در وسط زمین و از هر تخمی عده‌ائی از شیاطین، عفریتها، غولها و اجنّه بیرون می‌آیند که تمام آنها دشمن انسان‌ها مي‌باشند.


21- مِقلاص:موکل قمار است. قمار بازها همه به دستور او رفتار می‌کنند. به وسیله قمار و برد و باخت، اختلاف و دشمنی در میان آنها به وجود می‌آورد.


22- خنّاس:وظيفه ايجاد وسوسه و انحراف فكري و عملي انسان‌ها را به عهده دارد و گويا محل استقرار او در ناحيه سر و سينه افراد بوده و همان شيطاني است كه مي‌گويند در زير پوست انسان مي‌خزد.

با توجه به مطالب فوق درمی‌یابیم که ابلیس(لعنه الله عليه) به صورت یک فرمانده ویرانگر، نقش فرماندهی و هدايت فرزندانش را در به گمراهي كشاندن اولاد حضرت آدم(عليه‌السلام) به عهده دارد و فرزندانش كه هر كدام يك شيطان مي‌باشند، در اجرای فرمانش می‌کوشند، و با تلاش فراوان و شیوه‌های گوناگون و با تغییر شکل، جوامع انسانی را به ضلالت و بدبختی می‌کشانند

+ تاريخ سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 2:8 نويسنده داداشی |

 

I dreamed I had an Interview with god

خواب دیدم در خواب با خدا گفتگویی داشتم.

 

So you would like to Interview me? "God asked."

خدا گفت : پس میخواهی با من گفتگو کنی؟

 

If you have the time "I said"

گفتم : اگر وقت داشته باشید.

 

God smiled

خدا لبخند زد

 

My time is eternity

وقت من ابدی است.

 

What questions do you have in mind for me?

چه سوالاتی در ذهن داری که میخواهی بپرسی؟

 

What surprises you most about humankind?

چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب می کند؟

 

Go answered ….

خدا پاسخ داد ...

 

That they get bored with childhood.

این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول می شوند.

 

They rush to grow up and then long to be children again.

عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را می خورند.

 

That they lose their health to make money

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند.

 

And then lose their money to restore their health.

و بعد پولشان را خرج حفظ سلامتی میکنند.

 

By thinking anxiously about the future. That

این که با نگرانی نسبت به آینده فکر میکنند.

 

They forget the present.

زمان حال فراموش شان می شود.

 

Such that they live in neither the present nor the future.

آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.

 

That they live as if they will never die.

این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد.

 

And die as if they had never lived.

و آنچنان میمیرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.

 

God's hand took mine and we were silent for a while.

خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.

 

And then I asked …

بعد پرسیدم ...

 

As the creator of people what are some of life's lessons you want them to learn?

به عنوان خالق انسان ها ، میخواهید آنها چه درس هایی اززندگی را یاد بگیرند؟

 

God replied with a smile.

خدا دوباره با لبخند پاسخ داد.

 

To learn they cannot make anyone love them.

یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.

 

What they can do is let themselves be loved.

اما می توان محبوب دیگران شد.

 

learn that it is not good to compare themselves to others.

یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.

 

To learn that a rich person is not one who has the most.

یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد.

 

But is one who needs the least.

بلکه کسی است که نیاز کم تری دارد

 

To learn that it takes only a few seconds to open profound wounds in persons we love.

یاد بگیرن که ظرف چند ثانیه می توانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوست شان داریم ایجاد کنیم.

 

And it takes many years to heal them.

و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.

 

To learn to forgive by practicing forgiveness.

با بخشیدن ، بخشش یاد بگیرن.

 

To learn that there are persons who love them dearly.

یاد بگیرند کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند.

 

But simply do not know how to express or show their feelings.

اما بلد نیستند احساس شان را ابراز کنند یا نشان دهند.

 

To learn that two people can look at the same thing and see it differently.

یاد بگیرن که میشود دو نفر به یک موضوع واحد نگاه کنند و آن را متفاوت ببینند.

 

To learn that it is not always enough that they are forgiven by others.

یاد بگیرن که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند.

 

They must forgive themselves.

بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.

 

And to learn that I am here.

و یاد بگیرن که من اینجا هستم.

 

Always

همیشه

 

اثری از ریتا استریکلند!

+ تاريخ سه شنبه بیستم دی 1390ساعت 1:8 نويسنده داداشی |

روزی فیلسوف بزرگی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟


سقراط پاسخ داد:" لحظه ای صبر کن. قبل از اینکه به من چیزی بگویی از تومی خواهم آزمون کوچکی را که نامش سه پرسش است پاسخ دهی."

مرد پرسید: سه پرسش؟

سقراط گفت: بله درست است.

قبل از اینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری امتحان کنیم.
اولین پرسش حقیقت است. کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

 

مرد جواب داد:" نه، فقط در موردش شنیده ام."

 

سقراط گفت:" بسیار خوب، پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست.
حالا بیا پرسش دوم را بگویم،"پرسش خوبی" آنچه را که در موردشاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟

 

"مردپاسخ داد:" نه، برعکس…"

سقراط ادامه داد:" پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟"

 

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.


سقراط ادامه داد:" و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

"مرد پاسخ داد:" نه، واقعا…"

سقراط نتیجه گیری کرد: " اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من می گویی؟

+ تاريخ دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 16:17 نويسنده داداشی |

::دعوت کننده به بدی ها، دشمن قصم خورده انسان، عامل بدبختی بسیاری از انسانها، رانده شده از درگاه خداوند::
............................................................

به نام خدا
  شیطان دشمن قسم خورده تمام انسانها و رانده شده از درگاه خداوند بزرگوار است. او به عزت و جلال خدا قسم خورده که انسان را گمراه کند و گفته: "بعزّتک لاغوینهم اجمعین الّا عبادک منهم المخلصین"
  یعنی: "به عزّتت قسم، من همه بنی آدم و بندگان تو را اغوا و گمراه می کنم مگر افراد باایمان و مخلصت را."
این شیطان است که با لشکریان عظیم خود و راه های نفوذی که دارد، ابتدا انسان را به سوی گناهان کوچک، بعد به سوی گناهان بزرگتر و کبیره و بعد به سوی هلاکت و بدبختی می کشاند، و این موجود ملعون نه دیده می شود و نه ردی از خود باقی می گذارد و فقط از راه هوس ها و نماینده اش در بدن یعنی نفس امّاره انسان را اغوا و گمراه می کند و بعد بر او مسلط می شود.

  آیا هنگامی که در موقعیت گناه قرار می گیرید میل به لذت طلبی و همین نفس امّاره شما را به سوی آن نمی کشاند و شیطان با وعده های دروغین و زیبا نشان دادن آن گناه شما را دعوت به انجام آن کار نمی کند، آری همین است راه نفوذ شیطان به انسان، هوس ها و نفس امّاره، و جز این دو راه، راه نفوذ دیگری ندارد و از همین دو راه است که انسانهای بسیاری را به بدبختی کشانده و در روز قیامت همین کسانی که با اختیار همراه او شدند، همراه او به سوی آتش می روند و گناهان و کارهای زشتشان در آنروز به صورت عذاب های دردناک و وحشتناک در خواهد آمد و آنها می بینند هر آنچه کردند.

اما واقاً این شیطان کیست؟ و چگونه موجودیست؟ آیا خداوند او را آفرید تا انسان را گمراه کند یا او خود این تصمیم را گرفت؟ چرا او این همه بر انسان تسلط دارد و چرا بسیاری از انسانها به جای رفتن به مسیر حق و سعادت به سوی این موجود ملعون و دشمنشان می روند و حتی بعضی او را عبادت و پرستش می کنند؟ اینها و بسیاری سوال های دیگر ممکن است برای بسیاری از انسانها و حتی شما به وجود آمده باشد ولی پاسخ آنها را ندانید و یا به دلیل بی اهمیت بودن در نظرتان به دنبال پاسخ این سوال ها نرفته باشید، اما باید به شما بگویم هیچ چیز بااهمیت تر از این مسائل نیست و من تازه به این نتیجه رسیده ام و از شما می خواهم کمی بیشتر نسبت به آنها اهمیت دهید.

من ابتدا باطرح چندین سوال اساسی و پاسخ دادن به آنها در مورد این موجود شما را با آن بیشتر آشنا می کنم و بعد در مورد او و چگونگی راه های نفوذ او و مسائل دیگر صحبت خواهم کرد. امیدوارم شیطان شما را دعوت به زدن دکمه ضربدر که در بالا، قسمت راست مرورگرتان وجود دارد نکند و شما از او پیروی نکنید و آن را نفشارید،
پس بیایید با این موجود که نه دیده می شود و مانند خون در رگ های انسان جای دارد و برای هریک از ما چندین مأمور برای گمراه کردنمان قرار داده بیشتر آشنا شویم.

بخش اوّل ::پرسش ها و پاسخ هایی در مورد شیطان یا ابلیس::
س1: شیطان از چه چیز خلق شده و آیا شیطان از جنس فرشته نیز بوده است؟
ج: در آیه 15 سوره الرحمن می فرماید: "و خلق الجانّ من مارج من نار" یعنی جن را از آتش بدون دود آفریدیم. و در آیه 27 سوره حجر می فرماید: "و الجان خلقناه من قبل من نار السوم" یعنی جن را از باد آتشین آفریدیم. و در آیه 50 سوره کهف نیز فرموه: "ابلیس کان من الجن" یعنی ابلیس از جن است؛ پس با توجه به این آیات و آیات مشابه معلوم می شود که خلقت شیطان یا ابلیس نیز از آتش بوده است.
و با توجه به آیه 50 سوره کهف خداوند با صراحت فرموده که شیطان از جنس جن بوده نه فرشته اما چون مدتی در میان فرشتگان بوده و همانند آنان مشغول عبادت بوده بعضی خیال کرده اند که از جنس فرشتگان بوده است.

س2: خداوند با وجود اینکه می دانست شیطان سرچشمه همه فسادها، تباهی ها، گمراهی ها و وسوسه هاست و موجودی است بسیار مکار و فریبکار و دشمن قسم خورده انسان، چرا او را خلق کرد؟
ج: ارزش و اعتبار هر چیزی و هر شخصی در سختی ها و دشواری ها و ناملایمات مشخص می شود مثلا طلا تا در کوره ذوب قرار نگیرد معلوم نمی شود طلاست یا نه و ناخالصی هایش در هنگام قرار گرفتن در کوره جدا می شود. انسان نیز چنین است تا در مقابل یک دشمن خطرناک قرار نگیرد معلوم نمی شود که خوب است یا بد؛ لذا خداوند شیطان را آفرید و در مقابل انسان قرار داد تا انسان خوب از انسان بد شناخته شود. چنانکه اگر قابیل نبود، هابیل شناخته نمی شد و اگر نمرود نبود، ابراهیم شناخته نمی شد.و اگر فرعون نبود موسی شناخته نمی شد و اگر هریک از دشمنان بزرگ نبودند شخصیت های بزرگ تاریخ شناخته نمی شدند. شیطان دو گروه اعوان و انصار دارد: یک گروه از شیاطین و یک گروه از انسانهای بد که دشمنان اسلام از این قبیل می باشند.
و فکر می کنم که شما با بسیاری از این انسانهای بد آشنا شده اید.

س3: معنای اصطلاحی شیطان چیست؟
ج: شیطان به معنی هر موجود شرو، سرکش، طغیانگر، متمرد، نابکار، بدذات و بدکردار است که مصداق بارزش همان ابلیس است که در مقابل فرمان خداوند سرپیچی کرد و پس از آن نیز قسم یاد کرد که تمام بندگان خدا را تا روز معیّن از راه به در کند و تمام معانی لغوی شیطان در مورد او صادق است؛ چون هم اعمال مردم را می سوزاند و آنها را به هلاکت می اندازد و هم همه آنان را از خدا و راه حق و حقیقت دور می کند.

س4: چگونه ابلیس (شیطان) قبل از خلقت آدم وارد بهشت شده و در آنجا مشغول عبادت گردید؟
ج: طبق روایتی که علل الشرایع نقل کرده چون جان و جنیان قبل از حضرت آدم آفریده شده و سالیان متمادی زندگی کرده اند در آن سالها وظایفی به آنها محول بوده که انجام دهند، انجام ندادند و با دستورات الهی مخالفت کردند و مشغول گناه و معصیت و فساد و تباهی شده و همدیگر را کشتند و خونریزی کردند؛ ابلیس هم که حاکم اینها بوده قادر بر اصلاح امور ایشان و عدم مخالفتشان با دستورات الهی و عدم خونریزیشان نمی شود و در نتیجه ملائکه از دست اینها به خشم آمده و به خداوند گله و شکایت می کنند که خدایا! این مخلوق ضعیف تو در زمین تو راه میروند و از روزی و عافیت تو استفاده می کنند آن وقت این گونه مشغول سفاکی و گناه و فساد هستند؟! خداوند هم به ملائکه دستور می هد که با آنان بجنگند و ایشان را بکشند ولی ابلیس را اسیر بگیرند ظاهراً شیطان در بین همه آنها خوب بوده و مشغول عبادت خداوند و عمل به وظایف عبادیش بوده، در روایتی هم هست که خود شیطان گفته: من سالهای متمادی خدا را در زمین عبادت می کردم.
ملائکه نیز چنین می کنند و ابلیس را پس از اسارت، به بهشت می برند و او را در آنجا مشغول عبادت پروردگار می شود؛ به طوری که فرشتگان فراموش می کنند او از جن بوده و خیال می کنند او از جنس ملائکه است. زیرا در روایات است که شیطان رو رکعت نماز خواند که 6000 سال طول کشید. اما هنگام خلقت خداوند و مخالفت شیطان از سجده با آدم که در واقع با دستور مستقیم پروردگار مخالفت کرد، ملائکه فهمیدند که او از جنس ملائکه نبوده بلکه از جن بوده است.

س5: آیا سجده ملائکه برای آدم بوده یا برای خدا؟
ج: بدون شک، سجده به معنای پرستش مخصوص خداست و غیر از خدا هیچ معبودی در جهان نیست و معنای توحید خداوند در عبادت همین است. بنابراین، جای تردید نیست که فرشتگان برای آدم سجده و پرستش نکردند بلکه یا سجده برای خدا به خاطر آفرینش چنین موجودی بود و یا سجده برای آدم به معنای خضوع در مقابل آدم بوده نه پرستش و نظیر این بحث در سجده پدر و مادر و برادران یوسف(ع) در برابر او نیز ذکر شده است.

س6: چطور شد شیطان تا روز قیامت بر بنی آدم مسلط شد؟
ج: بعد از آنکه خداوند به شیطان دستور داد به آدم سجده کند و نکرد عرضه داشت خدایا! مرا از این کار عفو کن هر مقدار که می خواهی تو را عبادت می کنم، طوری که هیچ ملک مقرّب و یا پیامبر مرسلی چنین عبادت نکرده باشد.
خداوند فرمود: من احتیاجی به عبادت تو ندارم، من دوست دارم آن گونه که خودم می خواهم عبادت شوم نه آنگونه که تو می خواهی، (تو اگر می خواهی مرا عبادت کنی باید به آدم سجده کنی. شیطان هم سجده نکرد) خداوند فرمود: از بهشت خارج شو که تو رجیم و رانده شده از درگاه ما هستی، لعنت من بر تو باد تا روز قیامت. شیطان گفت: خدایا! پس عدالتت چی شد آیا عمل من باطل شد و این همه عبادت کردم بدون اجر و مزد است؟! خداوند فرمود: نه، ولیکن اجر و مزدت را هرچه می خواهی از امور دنیوی بخواه (که دیگر بهشت جای تو نیست.)
شیطان گفت: خدایا! مرا تا روز قیامت زنده نگه دار.
خداوند هم تا وقت معین قبول کرد. شیطان گفت: مرا بر بنی آدم مسلط کم. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: مرا مانند جریان خون در رگهای بنی آدم جریان بده. خداوند قبول کرد. شیطان گفت: در مقابل هر بچه ای که از بنی آدم متولد می شود دو تا بچه برای من به دنیا بیاور و مرا چنان کن که من آنها را ببینم ولی آنها مرا نبینند و من درهر شکلی که خواستم بر آنها آشکار شوم. باز هم خداوند قبول کرد. شیطان گفت: خدایا! همه اینها که خواستم کم است باز هم به من بده. خداوند فرمود: برای تو و فرزندانت در سینه بنی آدم جایگاه قرار دادم، شیطان آنگاه گفت: پروردگارا! دیگر برای من کافی است.
آن گاه شیطان گفت: سوگند به عزتت همه آنان را اغوا و وسوسه و گمراه می کنم مگر بندگان مخلصت را و از پیش رو و پشت سر و طرف راست و چپ ایشان وارد می شوم و همه را اغوا می کنم. خداوند هم فرمود: هرکار می خواهی بکن من نیز تو و همه آنانی را که به حرف تو گوش کرده را وارد جهنم خواهم کرد.


س7: آیا شیطان زن و بچه هم دارد؟
ج: بله؛ چون در قرآن در آیه 50 سوره کهف می فرماید: "افتتخذونه و ذریته اولیاء من دونی و هم لکم عدو"
یعنی: " آیا شیطان و فرزندان او را اولیا و دوست و سرپرست خویش قرار می دهید و حال آنکه ایشان دشمن شما هستند؟"
بنابراین، فرزند داشتن شیطان طبق صریح این آیه به دست می آید و از آن جا که فرزند بدون پدر و مادر، تنها آدم و حوا هستند معلوم می شود که زن هم داشته.

س8: ازدواج شیطان چه موقع و با چه کسی بوده؟
ج: در روایتی که در تفسیر برهان در ذیل آیات سوره حجر که مربوط به حضرت آدم(ع) است آورده که: شیطان ابتدا با دختری از جن به نام روحا یا لهبا ازدواج کرد و این ازدواج مدتها قبل از حضرت آدم(ع) بوده و فرزندان زیادی هم از ایشان به وجود آمد که همه آنها در جنگ و خونریزی جنیان و نسناس ها از بین رفتند و شیطان تنها توسط ملائکه به بهشت برده شد.

س9: اسم بچه های شیطان چیست؟
ج: در بعضی از کتابها اسم تعدادی از فرزندان شیطان را به شرح زیر نوشته اند:
1.تمریح 2.وهار 3.رها 4.قفندر 5.اعور 6.زوال 7.متکون 8.خناس 9.مشوط 10.مطرش 11.وشوط 12.هفاف 13.رکتبور 14.زلنبور 15.ثبر 16.ثبور 17.داسم 18.ابیض 19.خترب 20.لبینی 21.لاقیس 22.ولهان.

س10: خوراک و غذای شیطان چیست؟
ج: هر غذایی که بدون نام خداوند و بدون بسم الله خورده شود شیطان هم در آن غذا شرکت می کند.

س11: آیا شیطان به صورتها و شکل های مختلف در می آید و تمثّل پیدا می کند؟
ج: بله، چنانچه در طول تاریخ خیلی های او را دیده و با او صحبت کرده اند، مخصوصا انبیا و امامان معصوم(ع). بعضی او را به صورت پیرمرد و بعضی به صورت زن و بعضی به صورت سگ یا مار یا... دیده اند. مثلا: یکی از آنان حضرت علی(ع) است که با شیطان کشتی گرفت و روی سینه اش نشست و با پیامبر اکرم(ص) او را به صورت پیرمرد دیده اند.

س12: آیا شیطان جنود و لشکریانی هم دارد و لشکر شیطان و دوستان و شریکان او چه کسانی هستند؟
ج: در آیه 94 و 95 سوره شعراء می فرماید: "فکبکبوا فیها هم و الغاوون و جنود ابلیس اجمعون" یعنی: "همه معبودان و عابدان گمراهشان و لشکریان شیطان به دوزخ افکنده خواهند شد."
پس جنود ابلیس همان فرزندان و نوکران و پیروان و همنشینان و دوستان او هستند و همانطور که گفتیم شیطان دارای فرزندان زیادی است که آنان برخلاف ما انسانها خیلی هم عمر می کنند و شیطان به هریک از آنان، مأموریت خاصی را واگذار کرده و همچنین شیطان از افراد شیطان صفت که چه بسا از شیطان هم شیطان تر هستند برای گمراهی دیگران استفاده می کند.
یکی دیگر از لشکریان شیطان زنان و دختران هستند که بزرگ ترین دام شیطان به شمار می آیند و شیطان از هوا و هوس خود انسانها و نفس اماره درون ایشان نیز استفاده می کند.
شریکان شیطان هم کسانی هستند که کارهایشان را بدون نام خدا و بسم الله آغاز می کنند و شیطان در همه امور آنها شریک می شود.

با خواندن این سوالها و پاسخها ما کمی با دشمنمان شیطان بیشتر آشنا شدیم و چیزهایی از ویژگی های او آموختیم.
فعلا برای اکنون کافیست و برای اینکه خسته نشوید من ادامه مطالب و سوالات را در روزهای آینده برایتان قرار می دهم.
با امید به خداوند یگانه
____________________________
منبع: کتاب داستانهای شگفت انگیز شیطان
+ تاريخ یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 1:1 نويسنده داداشی |

جنگ جهانی اول مثل بیماری وحشتناکی ، تمام دنیا رو گرفته بود. یکی از سربازان به محض این که دید دوست تمام دوران زندگی اش در باتلاق افتاده و در حال دست و پنجه نرم کردن با مرگ است از مافوقش اجازه خواست تا برای نجات دوستش برود و او را از باتلاق خارج کند.
مافوق به سرباز گفت : اگر بخواهی می توانی بروی ، اما هیچ فکر کردی این کار ارزشش را دارد یا نه ؟
دوستت احتمالا مرده و ممکن است تو حتی زندگی خودت را هم به خطر بیندازی

حرف های مافوق اثری نداشت و ...

سرباز به نجات دوستش رفت. به شکل معجزه آسایی توانست به دوستش برسد، او را روی شانه هایش کشید و به پادگان رساند


افسر مافوق به سراغ آن ها رفت، سربازی را که در باتلاق افتاده بود معاینه کرد و با مهربانی و دلسوزی به دوستش نگاه کرد و گفت :من به تو گفتم ممکنه که ارزشش را نداشته باشه، دوستت مرده! خود تو هم زخم های عمیق و مرگباری برداشتی

سرباز در جواب گفت: قربان ارزشش را داشت


منظورت چیه که ارزشش را داشت!؟ می شه بگی؟

سرباز جواب داد: بله قربان، ارزشش را داشت، چون زمانی که به او رسیدم هنوز زنده بود، من از شنیدن چیزی که او گفت احساس رضایت قلبی می کنم.

اون گفت: " جیم .... من می دونستم که تو به کمک من می آیی

+ تاريخ جمعه شانزدهم دی 1390ساعت 20:14 نويسنده ابجی |


به توجه به اینکه همین امروز باید آینده نگر نمود ، چهار کارشناس در یک نشست اضطراری گرد هم آمدند و در مورد اتفاق به بحث و گفتگو پرداختند ،

کارشناس اول:
اصولا اگر این رابطه به صورت برعکس بود و چهار پنج تایی دختر بیشتر به دنیا می اومد ، مشکل خاصی نبود ، می شد از یکی دو تا پسران درخواست کرد که اقدام به فداکاری کنند و تجدید فراش مجدد کنند!!

کارشناس دوم:
من یک پیشنهاد خوب به ذهنم رسیده است ، می توانیم قانونی در کشور تصویب کنیم که پسرها برای مسافرت های هوایی فقط توپولف سوار شوند ، در این صورت در عرض چند ماه مشکلمان حل می شود.

کارشناس سوم:
اصلا راه حل معقولی نیست ، با این وضعیت توپولوف ها شاید با تصویب چنین قانونی در عرض چند ماه با کمبود پسر مواجه شویم!

کارشناس چهارم:

چه طوره الکی تو روزنامه ها شایع کنیم که توی ژاپن کار هست ، بعد وقتی که پسرها رفتند اونجا ، قانون بزاریم ورود مجردها به کشور ممنوع است ، این طوری مشکلمون در داخل حل میشه و اون جوون مجرد هم چون تو کشور ژاپن است ، مشکل دولت ژاپنه که براش همسر پیدا کنه!

کارشناس سوم:
نه ! این راه حل هم چندان منطقی نیست ، با وجود این همه بیکار احتمال داره با ایجاد شایعه در مورد وجود کار در ژاپن همه جوونا برن اونجا و هیچ پسر جوونی این جا نمونه!

کارشناس چهارم:
چی چی رو شاید همه جوونا برن اونجا همه که بیکار نیستند.

کارشناس اول :
آقایون با هم جروبحث نکنید ، به نظر من بهتره شرایط ازدواج رو سخت تر کنیم که خود به خود پنج تا از پسرها از ازدواج کردن منصرف بشن. مثلا قیمت مسکن و اجاره خونه ها رو بالا ببریم ، وام مسکن رو با شرایط سخت پرداخت کنیم و مبلغ خیلی کم وام ازدواج بدیم

کارشناس دوم:
نه این راه حل خوبی نیست ، حیف نیست اخلاق ساده زیستانه مردمونمون رو به سمت تجمل گرایی ببریم ، شاید با این جور اعمال و سخت کردن ازدواج نه تنها پنج تا ، بلکه 95 تاشون پشیمون میشن

کارشناس چهارم:
یافتم ، یافتم ، یه فکر خوب به ذهنم رسید ، دیگه مشکلاتمون حل شد!

کارشناس اول و دوم و سوم (با همدیگر) :
راه حلت را بگو!

کارشناس چهارم:

بریم از کشور چین دختر وارد کنیم ،
( صدای سوت و کف و هلهله )

کارشناس اول و دوم و سوم ( با همدیگر )
بابا تو دیگه کی هستی! دمت گرم ! عجب فکر بکری! بهترین راه حل همینه!!!

+ تاريخ سه شنبه سیزدهم دی 1390ساعت 23:44 نويسنده ابجی |

من برای اولین بار بود که به ایران، همچنین برای اولین بار بود که به نمایشگاه کتاب تهران می­آمدم.

خیلی ذوق زده شده ­بودم. چیز­هایی که دیدیم خیلی برایم جالب و تازه بود.

من هیچ کجای دنیا از این چیز­های جالب ندیده بودم.

ایرانی­ها برای کتاب و کتاب­خوانی خیلی ارزش قائلند، طوریکه در مدت برگزاری نمایشگاه از کودک دو ساله تا پیرمرد نود ساله به نمایشگاه می­آیند و نمایشگاه خیلی خیلی شلوغ است.

ایرانی­ها، به­ خصوص مسئولان برگزاری نمایشگاه به آثار باستانی و ویرانه­ ها خیلی علاقه­مند هستند. بطوریکه محل نمایشگاه در مکانیست که بیشتر جاهای آن خرابه و ویرانه است.

این کار باعث شده یک حالت نوستالژیک به آدم دست بدهد.

یک نکته­ ی خیلی جالب که در مورد ایرانی­ها مشاهده کردم این بود که از نظر کتاب­خوانی خیلی هم ­سلیقه و هم­ نظرند.

چون من می­دیدم در بعضی از غرفه ­ها هیچ­کس برای بازدید حضور نداشت ولی بعضی از غرفه­ ها مملو از جمعیت بود.

فقط نفهمیدم چرا غرفه­ هایی که مسئولش خانم بود این حالت ازدحام را داشت. ایرانی­ها خیلی آدم­های اقتصادی هستند که به وقت نیز خیلی اهمیت می­دهند.

این موضوع را در نمایشگاه کتاب به خوبی می­توان مشاهده­کرد. چون خیلی از آن­ها موقع بازدید وقت را تلف نمی­کردند و دریک نگاه کتاب را مطالعه می­کردند و در نتیجه آن را نمی­خریدند.

ایرانی­ها خیلی با محبتند و همدیگر را خیلی دوست دارند، بطوریکه بعضی از آن­ها اصلاً کتاب نمی­خوانند ولی چون دلشان برای هم تنگ می­شود، برای دیدن یکدیگر به نمایشگاه می­روند.

من این موضوع را از آنجا فهمیدم که بیشتر بازدید­کنندگان به جای اینکه به کتاب­ها نگاه کنند به مردم نگاه می­کردند. مترجم من می­گفت اکثر آن­ها به آدم­های باشخصیت بیشتر نگاه می­کنند.

ایرانی­ها خیلی خونگرم و اجتماعی هستند.

آن­ها با اینکه همدیگر را نمی­شناسند اما خوش و بش و احوالپرسی می­کنند.

مثلاً من خودم دیدم که چندتا از جوانان ایرانی هنگام بازدید از نمایشگاه به بعضی از بازدید کنندگان می­گفتند:” چطوری خوشگله”.

من خیلی خوشم آمد. در کشور ما اصلاً از این محبت­ها خبری نیست.

حیف… یک نکته­ ی جالب که در نمایشگاه کتاب دیدم این بود که ایرانی­ها بیشتر از اینکه کتاب بخرند، آب معدنی، بستنی و… می­خریدند. طوریکه صف بستنی و آب معدنی خیلی شلوغ­تر از صف­های کتاب بود.

این نشان ­دهنده ­ی این است که ایرانی­ها توجه ویژه­ای به تغذیه و سلامتی دارند. نحوه ­ی چیدمان کتاب­ها در نمایشگاه خیلی جالب و ابتکاری بود. مسئولان برگزاری نمایشگاه طوری برنامه ریزی کرده اند که برای پیدا کردن یک کتاب با موضوع خاص، بازدید کننده مجبور است اکثر غرفه­­ ها را بازدید کند تا پس از ساعت­ها بالاخره کتاب مورد نظر خود را پیدا کند. خوبی این روشِ به قول ایرانی­ها ، این است که بازدید کننده با کتاب­های بیشتری آشنا می­شود.

با این همه توصیفات نمی­دانم چرا در پایان نمایشگاه همه در حال ادای احترام به پدر، مادر، خواهر و به خصوص عمه­ ی مسئولان هستند. مثلاً من خودم دیدم که یکی از بازدید کننده­ها گفت:” این کتاب­ها به درد عمه ­اشان می­خورد.

” فکر کنم منظورش تشکر از عمه­ ی مسئول بود. آخیِ… چقدر با محبت. در پایان بازدید از نمایشگاه کتاب تهران، خیلی خوشحال و هیجان­زده بودم ولی این سؤال همیشه در ذهنم بود که با این همه استقبال از نمایشگاه کتاب و ازدحام بیش از حد، چرا آمار­ها نشان می­دهد که نرخ مطالعه در ایران اینقدر کم است؟

راهنمای ما می­گفت:” این آمار­ها، مثل خیلی آمار­های دیگر غلط است و اصلاً کتاب­خوانی در ایران خیلی هم خوب است. اصلاً همه ­چیز خوب است و کسانی که این آمار­ها را می­دهند، دشمن ما هستند، فهمیدی؟

+ تاريخ شنبه دهم دی 1390ساعت 13:22 نويسنده ابجی |































+ تاريخ شنبه دهم دی 1390ساعت 12:51 نويسنده ابجی |

بررسی ابعاد ادبی شعر یه توپ ‌دارم‌ قلقلیه (طنز) - www.taknaz.ir
 
 

یه توپ دارم قلقلیه

سرخ و سفید و آبیه

می‌زنم زمین، هوا می‌ره

نمی‌دونی تا کجا می‌ره

من این توپو نداشتم

مشقامو خوب نوشتم

بابام بهم عیدی داد

یه توپ قلقلی داد

یه توپ دارم قلقلیه :
از آنجا که همه‌ی توپها قلقلی هستند؛ این مصرع نشان حماقت شاعر است. یا بیانگر این موضوع است که شاعر توپ‌های مثلثی و مربعی و لوزی هم داشته ولی حالا فقط می‌خواهد در مورد آن توپش که قلقلی است، صحبت کند. در هر صورت می‌توان این فرضیه را هم در نظر گرفت که شاعر می‌خواسته در لفافه و با استفاده از آرایه‌های ادبی نظیر تشبیه و استعاره، به گردی زمین که مرحوم گالیور (!) آن را به اثبات رساند، تاکید کند.

 

 

سرخ و سفید و آبیه:
این سه رنگ که نماد پرچم فرانسه است، نشان‌ دهنده‌ی فرانسوی بودن توپ مورد نظر است. حالا چرا فرانسه؟ خدا می‌داند!

می‌زنم زمین هوا می‌ره/ نمی‌دونی تا کجا می‌ره:
این مصراع گویای مکان سروده شدن شعر است. جایی بیرون از جو زمین. چون این مصراع بحث جاذبه‌ی زمین را نقض می‌کند و در ادامه به لایتناهی بودن دنیا اشاره دارد که مسلماً به من و شما هیچ ربطی ندارد.

من این توپو نداشتم/ مشقامو خوب نوشتم:
فقر! نداشتن توپ و آتاری و پلی استیشن و … باعث شده که شاعر از درد نداری و بدبختی بنشیند و درس بخواند و مشق‌هایش را خوب بنویسد. برای مثال اکثر فوتبالیست‌ها که همیشه با توپ سر و کار دارند، وضعیت درسی مساعدی ندارند.

بابام بهم عیدی داد / یه توپ قلقلی داد:
این مصراع هیچ تفسیر خاصی ندارد! جز اینکه شاعر از آرایه‌ی مبالغه استفاده کرده است

+ تاريخ شنبه دهم دی 1390ساعت 12:49 نويسنده ابجی |

چو هرگز نیابی نشانی ز شوی
ز گهواره تا گور دانش بجوی !!

این هم دلیل:

از این رو که وقتی تو شوهر کنی
دگر هیچ نتوان کنی جست و جوی

بخر، زایمان کن، بروب و بپز
بدوز و اتو کن، بساب و بشوی

بیا و برو، میهمانی بده
شود استراحت، تو را آرزوی

نداری اگر خانه، سالی دو بار
تو با شوهرت می روی کو به کوی

مبادا که چیزی بخواهی از او
تو باید شوی همسری صرفه جوی

وگر همسرت مایه دار است هم
مبادا دو تا باشه تنبان اوی

بخواهی اگر شوهری سر به راه
برس دائما هی به روی و به موی

اپیلاسیون، رنگ، مش، های لایت
که با دیدن تو بگویند: وووووووووی

شب امتحان بی شب امتحان
و الا برد شو ز تو آبروی

نباید بگیری تو هیچ استرس
شب امتحان هی شوی ترشروی

بگوید که برگرد پیش بابات
برایش اگر آوری نیمروی

یکی او یکی بچه ها مانعند
که حفظت شود جزوه ها مو به موی

رسد مادر شوهرت هم ز راه
برای کمی غرغر و گفت و گوی!

قدمرو رود روی اعصاب تو
به کلی بریزد به هم خلق و خوی!

به دنبال او هی ز در می رسند
یکایک عموزاده ها و عموی!...

از این رو مجرد اگر مانده ای
به اعصابی آرام، دانش بجوی!
ز گهواره تا گور دانش بجوی !! (طنز خواندنی )-www.jazzaab.ir
 
+ تاريخ سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:58 نويسنده داداشی |

 وقتی پسرا دور هم جمع می شن!!!

آلمان ، درباره ی سیاستهای دولت حرف می زنن!
پاکستان ، یه باند قاچاق تریاک تشکیل میدن!
عراق ، برای حمله به سربازهای آمریکایی نقشه می کشن!
افغانستان ، اگه پول نداشته باشن کار می کنن و اگه پول داشته باشن می خوابن!
آذربایجان ، یه بطری آب پرتقال می خرن و با هم می خورن!
مصر ، میرن یه جا می شینن قلیون می کشن!

امارات متحده ی عربی ، ۴ نفرشون دست می زنن و یه نفرشون می رقصه! یا میرن دنبال خانوم!!

روسیه ، از همدیگه رشوه می گیرن!
ژاپن ، هیچوقت ۵ نفر دور هم جمع نمیشن! چون همیشه حداقل ۳ نفرشون کار دارن!
هند ، یا با همدیگه می رقصن و یا میرن سینما و رقص تماشا می کنن!

کوبا ، هر وقت ۲ نفر یا بیشتر یه جا جمع بشن از کاسترو تعریف می کنن!
کره جنوبی ، با هم یه شرکت راه میندازن و یه کالای ژاپنی رو کپی می کنن!
توی چین ، اینها که دیگه روی هر چی متقلبه کم کردن کافی یه چیزی یه جای دنیا ساخته شه ۳ سوت نزده کپی میکنن

مکزیک ، دو نفرشون دوئل می کنن و یه نفرشون ناظر دوئل میشه و دو نفر دیگه هم گیتار می زنن!

ایران ، یا پشت سر بقیه غیبت می کنن یا روزنامه راه میندازن یا یه جلسه ی
سخنرانی ترتیب میدن یا از حرف زدن و سوتی های همدیگه ایراد می گیرن یا یه نفرشون رو
میذارن وسط و ۴ نفرشون متلک بارونش می کنن یا الکی می خندن یا یه پیتزا فروشی باز می
کنن یا بدون هیچ صحبتی می ایستن و چشم و سرشون رو می چرخونن و مردم رو سرکار میذارن و در همه حالات فکر این هستن که چجوری واسه دخترا چرب زبونی کنن و سرشون و شیره بمالن.

+ تاريخ سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:55 نويسنده داداشی |

طبق عکس بالا:

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟

کدامشان دوقلو می‌باشند؟

چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟

+ تاريخ سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:52 نويسنده داداشی |

پزشکان معمولا خاطرات جالبی از کار و بیمارانشان دارند.

علت جالب بودن این خاطرات یا بخاطر برخوردهای بانمکی است

که بیماران با پزشک یا بیماریشان می‌کنند

یا کمبود اطلاعات پزشکی است یا شاید وقوع بعضی اتفاقات

در فضایی که سایه مرگ و بیماری در آن وجود دارد خود به خود تبدیل به طنز می‌شود.

اما مهم اینجاست که یک پزشک عمومی با ذوق اهل شهرکرد هر از چندگاهی

خاطراتش را از این ماجراها در وبلاگش می‌نویسد که بسیار خواندنی هستند:

 

گلوی بچه رو که نگاه کردم مادرش گفت:

آقای دکتر! گلوش چرک داره؟ گفتم: چرکش تازه میخواد شروع بشه.

گفت: این بچه همیشه همینطوره٬ همیشه عفونتش اول شروع میشه بعد زیاد میشه!

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ با یه صدای گرفته گفت:

هیچی فقط چند روزه که اصلا صدام درنمیره!!

به دختری که با استفراغ اومده بود گفتم:

اسهال هم دارین؟ گفت: حالتشو دارم اما نمیاد!!

یه خانم حدودا ۵۰ ساله دختر حدودا ۱۸ سالشو آورده بود.

به دختره گفتم: مشکلتون چیه؟ گفت: دلهره دارم.

مادرش زد زیر خنده و بعد گفت: مامان! دل پیچه ، نه دلهره!

پرسیدم: چیز ناجوری نخوردین؟ مادرش گفت: چرا «چیسپ» خورده

و این بار نوبت دختر بود که بزنه زیر خنده و بگه: مامان چیپس نه چیسپ!

به آقائی که با سردرد اومده بود گفتم:

قبلا هم سابقه داشتین؟ گفت: مثلا چه سابقه ای؟

بعد گفتم: توی خونه داروئی نخوردین؟ گفت: مثلا چه داروئی؟

نسخه شو که نوشتم گفتم: دیگه هیچ ناراحتی نداشتین؟ گفت: مثلا چه ناراحتی؟

به خانمه گفتم:اشتهاتون خوبه؟ گفت: هروقت بتونم غذا بخورم میتونم بخورم!

پیرمرده گفت: همه بدنم درد میکنه غیر از آرنج دست چپم.

گفتم: یعنی آرنج دست چپتون درد نمیکنه؟ گفت: نه آرنج دست چپم «خیلی» درد میکنه!

خانمه اومد و گفت: برام یه آزمایش بنویس. گفتم: چه آزمایشی؟

گفت: نمیدونم. چندوقت بود که هر دو دستم درد میکرد.

چند هفته پیش از این دستم آزمایش خون گرفتم بعد دردش افتاد

حالا میخوام بگم از این دستم هم خون بگیرن ببینم دردش می افته؟!

به خانمه گفتم: باید یه آزمایش بدین. گفت: نمیدم!

گفتم: چرا؟ گفت: میترسم بفهمم یه مرض ناجوری دارم!

برای آبسه دندون برای مریض کپسول نوشتم بعد گفت:

چند روزه گلوم هم درد میکنه.

گفتم: خوب اگه عفونت داشته باشه با همون کپسول بهتر میشه.

گفت: اون کپسولو که برای دندونم نوشتین چکار به گلو داره؟!

خانمه میگفت: توی آزمایشگاه درمونگاه آزمایش دادم گفتند عفونت داری

+ تاريخ سه شنبه ششم دی 1390ساعت 15:48 نويسنده داداشی |

 

شباهت های انکار ناپذیر میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی آنقدر زیاد است که از دیرباز ، در اکثر کشور های دنیا خدمت سربازی اجباری را قرار دادند تا تمام افراد ذکور جامعه ، قبل از افتادن به دام ازدواج ( ببخشید ! منظورم قبل از متاهل شدن بود ) برای ۲ سال طعم زندگی مشترک را بچشند تا در ۱۰۰ سال آینده ، زیاد احساس رنج و عذاب نکنند.

و اما شباهت های میان خدمت سربازی و زندگی زناشویی برای آقایان ::D

۱- چه در خدمت سربازی و چه در زندگی زناشویی ، چه بخواهی و چه نخواهی کچل خواهی شد و یا بعبارت بهتر ، کچلت خواهند کرد ! البته این کچلی در خدمت سربازی توسط ماشین اصلاح و در زندگی مشترک توسط عواملی چون : استرس شدید ، سوء تغذیه ، کندن بصورت لاخ لاخ توسط همسر ، چپ شدن ماهیتابه روغن داغ روی سر و ... صورت می گیرد ! نا گفته نماند که این کچلی در آقایان به نسبت نوع مو ، جنس ریشه مو ، عوامل ارثی و ... متفاوت است ولی به هر حال به قول معروف : دیر و زود داره ولی بالاخره هممون کل پا می شیم !


۲- شباهت بعدی در زمینه داشتن فرمانده و بعبارتی ، فرمانبردار شدن است ! به محض ورود به پادگان و یا منزل مسکونی مشترک ( خانه بخت ) ، هر مردی یک فرمانبردار بی چون و چرا محسوب می شود که اگر طالب جان و سلامتی جسمی و روحیش می باشد ، باید تمام فرامین فرمانده و یا همسر خود را بر روی تخم چشمانش بگذارد و هر گونه تخطی از دستورات فرمانده و همسر ، پاسخی جز گلوله ، حبس ، اضافه خدمت ( در خدمت سربازی ) و افتادن توی سماور پر از آب جوش ، هدف قرار گرفتن با ساتور ، رفتن دست توی چرخ گوشت ، پرت شدن از پنجره طبقه هفتم به بیرون ، گشنگی و تشنگی کشیدن و ... ( در زندگی زناشویی ) نخواهد داشت !


۳- شباهت سوم در این نکته اقتصادی خلاصه می شود که چه سرباز و چه مرد متاهل ، میزان پولی که در آخر برج به دست او خواهد رسید ، فقط به میزانیست که کفاف بر طرف کردن نیازهای اساسی او را بدهد و چیزی جهت پس انداز کردن و یا خرج کردن در زمینه هایی غیر از نیازهای اساسی نخواهد ماند و در این میان ، سرباز و مرد متاهل ، هر چقدر هم که جان بکنند و عرق بریزند ، فرقی به حال فرمانده یا همسرش نخواهد کرد و باطبع تاثیری در جهت افزایش مستمری آنان نخواهد داشت ، بعبارت بهتر ، در هر دو جا یکی باید کار کنه تا اون یکی حال کنه!

۴- از دیگر شباهتهای موجود میان این دو قشر آسیب پذیر جامعه ، شباهت در آرزو کردن است ! بدین معنا که هر پسری پس از ورود به پادگان و خانه بخت است که قدر زندگی در خانه پدری را می فهمد و از اعماق وجودش و با تمام اعضا و جوارحش آرزو می کند که ای کاش هنوز هم در کنار پدر و مادرش بسر می برد و ایضا خودش را نیز لعنت خواهد کرد که چرا قدر آن روزهای شیرین را ندانسته است ! چرا که در پادگان و خانه مشترک دیگر کسی غذای مفت به او نمی دهد ، لباسهایش را نمی شوید و اتو نمی زند ، کسی نازش را نمی کشد و ... و فقط خود اوست که مسئول انجام تمام کارهای شخصی اش و نیز کارهای چند نفر دیگر می باشد !



۵- از دیگر شباهتها می توان به این نکته اشاره کرد که اکثر سربازی رفته ها و اکثر مردان متاهل متفق القول هستند که در این ایام ، هر روز به اندازه یکسال برای آنها می گذرد و ثانیه ها حکم ساعت را پیدا می کنند که به احتمال زیاد دلیل آن ، مواردی مشابه موارد فوق می باشد .

۶- و در نهایت اینکه چند ماه پس از آنکه کارت پایان خدمت یا قباله ازدواج را دریافت کردید ، صدای خواندن این شعر معروف در گوشتان خواهد پیچید که : ( گول خوردی آی گول خوردی ! ) زیرا آن موقع است که تازه دوزاریتان جا می افتد که با این کارت و قباله نه کاری به آدم می دهند و نه وام ازدواج و نه خیلی از چیزهای دیگر که شما را به بهانه آنها در این راه وارد کرده بودند ، پس متوجه خواهید شد که تنها مورد استفاده ای که برای شما خواهند داشت این است که می توانید از آنها برای امانت دادن به کلوپ جهت کرایه فیلم استفاده نمایید!!

 

+ تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 14:44 نويسنده داداشی |

 

در داستان جالبى از حضرت على(عليه السلام ) به اين مضمون نقل شده است كه روزى رو به سوى مردم كرد و فرمود: به نظر شما اميد بخشترين آيه قرآن كدام آيه است ؟ بعضى گفتند آيه"ان الله لا يغفر ان يشرك به و يغفر ما دون ذلك لمن يشاء"(خداوند هرگز شرك را نمى بخشد و پائين تر از آن را براى هر كس كه بخواهد مى بخشد)سوره نساء آیه ۴۸

به گزارش عماریون،امام فرمود: خوب است ، ولى آنچه من ميخواهم نيست ، بعضى گفتند آيه"و من يعمل سوء او يظلم نفسه ثم يستغفرالله يجد الله غفورا رحيما" (هر كس عمل زشتى انجام دهد يا بر خويشتن ستم كند و سپس از خدا آمرزش بخواهد خدا را غفور و رحيم خواهد يافت) سوره نساء آیه ۱۱۰

امام فرمود خوبست ولى آنچه را مى خواهم نيست . بعضى ديگر گفتند آيه "قل يا عبادى الذين اسرفوا على انفسهم لا تقنطوا من رحمة الله ان الله یغفر الذنوب جمیعا انه هو الغفورالرحیم"(اى بندگان من كه دراثر گناه،بر خويشتن زیاده روی کرده اید،ازرحمت خدا مايوس نشويد در حقيقت‏ خدا همه گناهان را می ‏آمرزد كه او خود آمرزنده مهربان است)سوره زمرآیه۵۳

امام فرمود خوبست اما آنچه مى خواهم نيست ! بعضى ديگر گفتند آيه "و الذين اذا فعلوا فاحشة او ظلموا نفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم و من يغفر الذنوب الا الله"(پرهيزكاران كسانى هستند كه هنگامى كه كار زشتى انجام مى دهند يا به خود ستم مى كنند به ياد خدا مى افتند، از گناهان خويش آمرزش مى طلبند و چه كسى است جز خدا كه گناهان را بيامرزد)
سوره آل عمران آیه۱۳۵
باز امام فرمود خوبست ولى آنچه مى خواهم نيست . در اين هنگام مردم از هر طرف به سوى امام متوجه شدند و همهمه كردند فرمود: چه خبر است اى مسلمانان ؟ عرض كردند: به خدا سوگند ما آيه ديگرى در اين زمينه سراغ نداريم . امام فرمود: از حبيب خودم رسول خدا شنيدم كه فرمود:
اميد بخشترين آيه قرآن اين آيه است


"واقم الصلوة طرفى النهار و زلفا من الليل ان الحسنات يذهبن السيئات ذلك ذكرى للذاكرين
سوره هود آیه ۱۱۴


و فرمود: اى على! آن خدايى كه مرا به حق مبعوث كرده و بشير و نذيرم قرار داده يكى از شما كه برمی ‏خيزد براى وضو گرفتن، گناهانش از جوارحش می ريزد، و وقتى به روى خود و به قلب خود متوجه خدا می شود از نمازش كنار نمی ‏رود مگر آنكه از گناهانش چيزى نمی ماند، و مانند روزى كه متولد شده پاك مى‏ شود، و اگر بين هر دو نماز گناهى بكند نماز بعدى پاكش می‏كند، آن گاه نمازهاى پنجگانه را شمرد.
بعد فرمود: يا على جز اين نيست كه نمازهاى پنجگانه براى امت من حكم نهر جارى را دارد كه در خانه آنها واقع باشد، حال چگونه است وضع كسى كه بدنش آلودگى داشته باشد، و خود را روزى پنج نوبت در آن آب بشويد؟ نمازهاى پنجگانه هم به خدا سوگند براى امت من همين حكم را دارد.

+ تاريخ چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 14:40 نويسنده داداشی |

دانایی به درک ماست و هر کس درک بیشتر داشته باشد داناست و انسان دانا تواناست.توانایی ریشه برترین راه زندگی است و این راه و رسم آیین پرستش خدایی است.خدا از ما جدا نیست به اندیشه هر انسانی آماج بر تریست.
(پرفسور ابراهیم میرزایی)

+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 23:54 نويسنده داداشی |

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 18:6 نويسنده داداشی |



m0zhgan musiC